ميرزا محمد حيدر دوغلات

781

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حدودى با اثر مذكور و به ويژه با دوره‌اى كه تاريخ ميرزا حيدر را در بر مىگيرد ، متفاوت است . ترجمه اخير دكتر ماركس احتمالا از قابل اعتمادترين آنهاست زيرا وى چندين نسخه خطى از بطريقان لاداخ را جمع آورده و از منابع معتبر تاريخى آن سرزمين استمداد جسته است . اگر وى تنها كسى باشد كه موفق به تهيه تواريخ سلطنت اين پادشاهان و حوادث مذكور گرديده ، حقيقتا كار ارزشمندى انجام داده است . تنها راهى كه من توانسته‌ام به طور تقريبى ، مرجعى براى تشخيص اين تواريخ پيدا كنم ، اين است كه شانزدهمين فرمانرواى اين دودمان ، به فاصله اندكى از نيمه نخست سده پانزدهم حكومت مىكرده ، زيرا يكى از حوادث مذكور در روزگار اين پادشاه نشان مىدهد كه تسونگ‌كاپا ، مصلح مذهبى مشهور ، در آن روزگار حيات داشته ، و دوران زندگانى تسونگ‌كاپا ( از روى منابع چينى ) كاملا مشخص است ، وى از 1355 تا 1417 مىزيست . بنابراين شانزدهمين پادشاه لاداخ بايستى قبل از 1417 به سلطنت رسيده باشد . اما تهاجم ميرزا حيدر در پائيز 1532 ( صفر 939 هجرى ) انجام گرفته ، يعنى زمانى كه نام يكى از فرمانروايان لته جوغدان ) nadhgujatal ( يا چوگدان بوده است . با اين حال ، چوگدان ( نام كامل ، لودوس چوگ‌لدان ) صرفا نام هفدهمين فرمانرواست . وى پسر فرمانرواى شانزدهم بوده و بعيد است شخصى كه پدرش قبل از 1417 سلطنت مىكرده ، بتواند در 1532 فرمانروايى كند . بنابراين اختلافاتى در اينجا هست و من راه حلى براى آن نمىيابم . تا حدودى شايد بهتر باشد كه نام فرمانرواى ديگر را كه ميرزا حيدر ، تاشيكون ، يا تاشىگون آورده ، با نوزدهمين پادشاه مذكور از سوى دكتر ماركس ، به نام تاشيس نام قيال مطابقت دهيم . در حقيقت نام اخير مىتواند دو نام بسيار متداول تبتى باشد و س اخير در شين قابل ادا كردن نيست و كلا بايد تاشى نام قيال تلفظ گردد . گفته شده كه اين شخص خود را ارباب تمام آن سرزمين از پوريگ ( يا پوريق - واقع در بين لاداخ سفلى و سورو ) در غرب ، تا دوشود ) dohsod ( نزديك سرچشمه تسانگ‌پو ( برهماپوترا ) در شرق قرار دارد : « وى در مقابل سپاه مهاجم ترك پايدارى كرده بسيارى از آنان را كشت . براى خدايان ( چهارگانه ) معبدى برپا داشت ( اهدا كرد ) . . . و اجساد تركان را زير پاى ( مجسمه‌هاى ) خدايان ( چهارگانه ) قرار داد . همچنين با ساختن معبدى براى خدايان ( چهارگانه ) ، قدرى بيش از شيطان كه موجبات بازگشت سپاهيان خصم را فراهم مىآورد ، كسب كرد . » آيا اين تهاجم « تركان » كه اشاره به كار برجسته ميرزا حيدر دارد ، مىتواند صرفا موضوعى تخيلى باشد ؟ و به راستى براى من جاى بسيار ترديد دارد كه تاشى نام قيال و تاشيكون شخص واحدى محسوب گردد . تاشى در ميان بوميان تبت نامى متداول است كه به ندرت شخصى را از ديگران متمايز مىسازد . تاشيكون نامبرده در اينجا ظاهرا همان رئيس مذكور بعدى است كه هنگام مراجعت ميرزا حيدر از لشكركشى به لهاسا از وى استقبال كرد ؛ در عين حال به نظر مىرسد كه شخصيت ديگر اين نام ، سركردهء نوبره بوده باشد و در ادامه مطلب گفته شده كه مغول‌ها او را اعدام كردند . كلا از سالنامه‌هاى لاداخ كه در دسترس ماست چيز كاملا روشنى به دست نمىآيد . ( در مورد ترجمه ماركس ، ر . ك : مجله انجمن آسيايى بنگال ) b . s . a . j ( ، ج 60 ، 1892 ، بخش سوم ، ص 97 و بعد از آن ؛ و در مورد فهرست‌هاى شلاگين تويت ، به , . ete , eriotsih'd leunam ، اثر استكويس ، 1 ، صص 3 - 242 . ) ( 833 ) . ميزان - ماه مهر . يعنى پائيز فرا رسيد . ( م ) ( 834 ) . اسد - تيرماه ( م ) . ( 835 ) . يايلاق : همان ييلاق است كه در تركى به صورت اولى تلفظ مىگردد . ( م ) ( 836 ) . سنبله - شهريور ماه ( م ) . ( 837 ) . از اينجا معلوم مىگردد كه خان به قصد عبور از يكى از مسيرهاى مستقيم ، از ختن به سوى نگارى خور سوم يا ولايت غربى آنچه كه امروزه لهاساى تحت حكومت تبت - ناحيه‌اى كه كارگاه‌هاى طلا در آنجا يافت مىشود - نام دارد ، به راه افتاده است . اين راه‌ها چه از طريق قراقاش و چه از طريق پولو ، به قدرى سخت